سؤالی که همه میپرسند
چرا این کار را رایگان انجام میدهید؟
همین پرسشی است که مدام از ما میپرسند. از روزنامهنگاران. از پژوهشگران امنیت. از کلاهبردارانی که میخواهند دشمن خود را بشناسند. و از کسانی که واقعاً نمیتوانند درک کنند چرا کسی سالها وقت میگذارد تا زیرساختهای هوش تهدید بسازد، بدون آنکه از آن کسب درآمد کند.
حقیقت اینجاست — بدون فیلتر، ناراحتکننده و دقیقاً همان چیزی که احتمالاً انتظارش را نداشتید.
همکاری بدون پول
بسیاری از افراد دربارهٔ ما سوءتفاهم دارند: آزاد ماندن به معنای انزوا نماندن نیست.
ما همکاری میکنیم. ما ابزارها را به اشتراک میگذاریم. ما به رشد پروژههای دیگر کمک میکنیم. حتی پروژههای پولی — اگر واقعاً به نفع جامعه عمل کنند و اکوسیستم کلاهبرداری را تضعیف کنند.
اما آنچه ما را تعریف میکند، این بخش است:
ما هرگز حتی یک سنت هم برای آن دریافت نمیکنیم.
چرا پول صفر همکاری را قویتر میکند
پول وابستگی میآفریند. وابستگی نفوذ ایجاد میکند. نفوذ سکوت به وجود میآورد. سکوت کلاهبرداران را محافظت میکند.
بنابراین، ما تنها بر اساس شرایطی که اهمیت دارند، همکاری میکنیم: هیچ سودی، هیچ معاملهای، هیچ اهرم مالی، هیچ مالکیتی، هیچ تعهدی.
ما از پژوهشگران کوچک در ساخت ابزارها حمایت کردهایم. پروژههای تخصصی OSINT را تقویت کردهایم. اطلاعات را با تحلیلگرانی که محصولات تجاری میسازند به اشتراک گذاشتهایم. به اپراتورها، توسعهدهندگان، روزنامهنگاران و محققان مستقل — هر کسی که با مأموریت مشترک همراستا باشد — کمک کردهایم.
رقابتی وجود ندارد — تنها همراستایی
ما با هیچکس رقابت نمیکنیم. نمیتوان با چیزی رقابت کرد که اساساً از ورود به اقتصاد امتناع میکند.
PhishDestroy برای افزایش فشار کلی بر کلاهبرداران وجود دارد، نه برای جلب توجه.
اگر پروژهای دیگر چیزی مفید بسازد — عالی است. ما آن را ترویج خواهیم داد. از آن حمایت خواهیم کرد. افراد را به آن ارجاع خواهیم داد. زیرا هدف، رشد نیست مالِ ما قدرت.
هدف، افزایش قدرت اکوسیستم در برابر فیشینگ است.
ما سود نمیبریم. ما نمیفروشیم. ما درآمدزایی نمیکنیم. ما هر آنچه به ویرانسازی زیرساختهای کلاهبرداری کمک میکند، تقویت میکنیم؛ زیرا تنها معیار مهم، همین است.
دقیقاً به همین دلیل است که برای همیشه رایگان میمانیم: نه برای نشان دادن فضیلت، بلکه چون فقدان پول، قویترین سلاح در این جنگ است. این امر ما را پاک، دستنیافتنی، بیطرف و غیرقابل دستکاری نگه میدارد.
و هر همکاری که انتخاب میکنیم، بر اساس یک قاعده ساده پیادهسازی میشود:
اگر به نابودی فیشینگ کمک کند، ما در این مسیر هستیم. اگر به سودآوری نیاز داشته باشد، ما از آن خارج میشویم.
حقیقت بنیادین
ما پول نمیگیریم، زیرا پول محدودیتهایی ایجاد میکند. و این محدودیتها از کلاهبرداران محافظت میکنند.
هر پروژه امنیتی که از آن سود کسب میشود — از ثبتکنندههای دامنه تا ارائهدهندگان خدمات امنیتی و پلتفرمهای اطلاعات تهدید — همگی در آنچه میتوانند بگویند و انجام دهند محدودیت دارند. این واقعیت بازی است.
مشکل در سود
میدانید بزرگترین مشکل صنعت امنیت چیست؟
افرادی که از آن سود میبرند، محدود هستند. این واقعیت است. ریسک وجود دارد.
آنچه قادر به انجام آن نیستند
- آنها نمیتوانند نامسیلو را به دلیل نادیده گرفتن گزارشهای سوءاستفاده مورد انتقاد قرار دهند — حتی اگر این ادعا صحت داشته باشد
- آنها نمیتوانند وبنیک یا نایسنیک را بهدلیل تسهیل کسب درآمد غیرقانونی در مقیاس بزرگ افشا کنند؛ ریسک آن بسیار بالاست.
- آنها نمیتوانند تحقیقات خشن درباره بیتوجهی ثبتکنندگان دامنه را منتشر کنند — پروندههای حقوقی در راه است
- آنها نمیتوانند نام و آبروی ارائهدهندگان میزبانی را که زیرساختهای کلاهبرداری را محافظت میکنند، خدشهدار کنند؛ زیرا روابط تجاری اهمیت دارد.
- آنها نمیتوانند حقیقت ناراحتکننده درباره اینکه سیستم سوءاستفاده چقدر از کار افتاده است را بیان کنند — مشارکتها در معرض خطر هستند
آیا ترسناک است؟ بله.
آیا این حقیقت است؟ قطعاً.
اما دقیقاً در همین نقطه که من وارد میدان میشوم. من عاشق حقیقت تلخ و ناراحتکنندهام. زیرا زیرساختهای کلاهبرداری — و بهویژه بیتوجهی به گزارشهای سوءاستفاده — کاملاً از هم گسسته و ناکارآمد است.
و فیشدسترویرآنکه سودی نمیبرد، میتواند بدون زمزمه، با صدای بلند، حقیقتی را بگوید که برای جهان آزاردهنده است.
آنچه سود صفر امکانپذیر میسازد
وقتی پول نمیگیرید، اتفاق جادویی رخ میدهد:
نمیتوانند تو را بخرند. نمیتوانند تو را تهدید کنند. نمیتوانند تو را خاموش کنند.
حقیقت بدون فیلتر
میتوانیم واقعیتها را همانگونه که هستند، به قلم بیاوریم. ثبتکنندگان دامنهها که امکان اجرای کلاهبرداریها را فراهم میکنند. آشکارسازی ارائهدهندگان میزبانی که از مجرمان حمایت میکنند. مستندسازی بیتوجهی سیستماتیک به سوءاستفادهها.
تعارضی وجود ندارد
هیچ حامسی برای راضی نگهداشتن وجود ندارد. هیچ مشارکتی برای محافظت کردن. هیچ جریان درآمدی که با بیان حقایق آزاردهنده به خطر بیفتد.
مأموریت خالص
تنها هدف ما، تخریب زیرساختهای فیشینگ است. نه افزایش درآمد سالانه بازگشتی (ARR)، نه راضی نگهداشتن سرمایهگذاران، و نه حفظ روابط تجاری.
حداکثر تأثیر
هرچند به قیمت از بین رفتن امکانپذیری تجاری پروژه. زیرا امکانپذیری تجاریای برای محافظت وجود ندارد. ما آزادیم تا حداکثر خسارت را به کلاهبرداران وارد کنیم.
مشکل ثبتکننده
اجازه دهید در مورد یک نمونهی خاص که بهطور کامل این موضوع را تبیین میکند، دقیقتر صحبت کنم:
NameSilo گزارشهای سوءاستفاده را نادیده میگیرد. بله، بهطور گسترده و سیستماتیک. ما دادهها را در اختیار داریم. ایمیلها را داریم. گزارشهای نادیدهگرفتهشده در حال انباشته شدن هستند، در حالی که دامنههای کلاهبرداری همچنان فعال باقی ماندهاند.
وبنیک؟ داستان مشابهی. نایسنیک؟ قطعاً.
آیا از ایمیلهای ما متنفرند؟ احتمالاً.
آیا از کلاهبرداریهایی که در واقع با چشمپوشی، عدم پیادهسازی مناسب مدیریت سوءاستفاده، نادیده گرفتن گزارشها، یا ارسال پاسخهای خودکار بیمعنی، زمینهساز آنها میشوند، متنفریم؟ قطعاً.
اما به همین دلیل است که PhishDestroy وجود دارد؛ پروژهای روانشناختی که قواعد بازی را دگرگون کرده و در صنعتی که نمیخواهد پاسخگو باشد، اخلاقمداری را مطالبه میکند.
چگونه آغاز شد (داستان واقعی)
در ابتدا، یک شوخی بود. جدی میگویم.
در سال ۲۰۱۹ بهعنوان یک گروه کوچک در دیسکورد آغاز به کار کرد که با هدف ایجاد اختلال در شبکههای فیشینگ استیم، سرگرمیهای خود را دنبال میکردند. این گروه تروتلینگ در مقیاس بزرگ — رباتهای خودکار سوءاستفاده، هزاران دامنه کلاهبرداری را نابود میکردند، در حالی که کلاهبرداران در تلاش برای فهمیدن اینکه چه کسی به آنها حمله میکند، از کوره در میرفتند.
ما خندیدیم وقتی شروع به گزارشدهی متقابل دامینهای یکدیگر کردند. آشوب را بدون هیچ اقدامی از سوی ما در حال تکثیر شدن دیدیم.
سرگرمکننده بود. مؤثر بود. رایگان.
سپس چیزی تغییر کرد
درک کردیم که کار ما صرفاً تخریب نبود؛ بلکه به مردم کمک میکردیم.
اسکنهای ما در نهایت بهعنوان شواهد در تحقیقات واقعی به کار رفتند. وقتی کلاهبرداران همهچیز را پاک کردند، آرشیوهای ما باقی ماندند. نمونههای ثبتشده از URLScan که سالها پیش منتشر کرده بودیم، در پروندههای دادگاهی مورد استفاده قرار میگرفتند. قربانیان دادههای ما را پیدا میکردند و درک میکردند که چه اتفاقی برایشان افتاده است.
آنچه بهعنوان یک شوخی و مزاحمت آغاز شد، به چیزی تبدیل شد که واقعاً اهمیت داشت.
تکامل
پس با شدت بیشتری وارد میدان شدیم. سیستمهای بهتری ساختیم. هوش مصنوعیای توسعه دادیم که الگوهای کلاهبرداری را مطالعه میکند. شناسایی خودکار را پیادهسازی کردیم. در سطح حرفهای بازی را آغاز کردیم — در حالی که کاملاً رایگان، مستقل و بیپرده صادق باقی ماندیم.
و میدونی چی؟ کار میکند. شوخی مؤثر شد. ترولیng به هوش تهدید حرفهای تبدیل شد. پروژه رایگان به چیزی تبدیل شد که حتی دولتها نیز به آن ارجاع میدهند.
چرا این مدل کار میکند
معادلهٔ جنگ نامتقارن که کلاهبرداران را از پای میاندازد:
آنها سرمایهگذاری میکنند
پول برای دامنهها. زمان برای زیرساختها. انرژی برای دفاع از عملیاتهایشان. امید به سود.
ما خودکارسازی میکنیم
یک دکمه را فشار دهید. عملیات را نابود کنید. هزینه صفر. آسیب حداکثر. تکرار بیپایان.
آنها همهچیز را از دست میدهند
دامینها از بین رفتند. زیرساختها سوختند. پول هدر رفت. فروپاشی روانی ناشی از نبرد با دشمنی که هیچ اهمیتی نمیدهد.
ما ادامه میدهیم
نرخ سوختشدن (Burn Rate) وجود ندارد. افق زمانی (Runway) مشخصی در کار نیست. سرمایهگذارانی که باید پاسخگوی آنها باشیم، در کار نیست. فقط ویرانگری خالص و پایدار.
آنها قادر به درک این موضوع نیستند. آنها بر اساس سود و زیان فکر میکنند. بازده سرمایه (ROI) را محاسبه میکنند. آنها فرض میکنند که همه قیمت دارند.
ما این کار را انجام نمیدهیم. و این همان چیزی است که پیش از آنکه حتی به زیرساختهایشان دست بزنیم، از نظر روانی آنها را نابود میکند.
آنچه میتوانیم انجام دهیم و دیگران قادر به آن نیستند
چون ما خارج از نظام سود هستیم، میتوانیم:
قسمت خاموش را بلند بگو
- نامهای ثبتکننده دامنه که از طریق بیتوجهی خود، زمینه را برای کلاهبرداریها فراهم میکنند
- مستندسازی سوءاستفادههای سیستماتیک از سامانه دامنه
- نمایش انگیزههای مالی که زیرساختهای کلاهبرداری را زنده نگه میدارند
- تحقیقاتی را منتشر کنید که دیگران دست به آن نمیزنند
- بدون ترس از عواقب، به همپوشانی صنعتی اشاره کنید
ما چیزهایی را مینویسیم همانگونه که هستندما به چیزها نام میدهیم بر اساس نامهایشانما برای حفظ احساسات یا روابط تجاری، لحن خود را ملایم نمیکنیم.
آیا NameSilo از گزارشهای سوءاستفادهها غافل میماند؟ ما این را میگوییم.
آیا ثبتکنندهها از پول خونی سود میبرند؟ ما آن را مستند میکنیم.
آیا سیستم گزارشدهی سوءاستفاده بهطور بنیادین از کار افتاده است؟ ما آن را اثبات میکنیم.
حقیقت بر راحتی، تأثیر بر سود، اخلاق بر روابط تجاری. همیشه.
انگیزه شخصی
افراد همیشه میخواهند دلیل «واقعی» را بدانند. انگیزه شخصی پشت صرف سالها در این مسیر.
اینجاست:
من در خانوادهای ثروتمند بزرگ شدم. فضاهای امتیازی. همهچیز بر اساس درخواست. اما چیزی دیدم که از آن متنفرم: آدمهایی با پول، که ذهنیت کسی را داشتند که گرسنگی میکشد. طمعکار. حقیر. سمّی.
کنجکاویِ من را به دنیای زیرزمینی کلاهبرداران کشاند. به روانشناسیِ آنان. به وجودِ شکسته و تهیِشان.
و من یک نکتهی بنیادین را درک کردم:
آنها توخالی هستند
کلاهبرداران درک درستی از خساراتی که وارد میکنند ندارند. آنها اعتماد نابودشده، قربانیان واقعی و آسیبهای جبرانناپذیر را نمیبینند. دنیای آنها تهی است. انگیزههای آنها تهی است. آنها توخالی هستند.
و چیزهای توخالی، وقتی فشار مناسب اعمال شود، بهراحتی فرو میریزند.
بنابراین، بیشتر از آنچه انتظار داشتند ماندیم. سیستمهایی را ساختم که درکشان برایشان ممکن نبود. اتوماسیونی ایجاد کردم که بیدقتیهای خودشان را به عامل سقوطشان تبدیل میکند.
نه برای پول. نه برای شهرت. بلکه زیرا جهانی با تعداد انگلهای کمتر، صرفاً جهانی بهتر است.
چرا برای همیشه رایگان میمانیم
پیشنهادها را دریافت میکنیم. بهطور مداوم.
حامیانِ مایل به تأمین مالی ما. شرکتهایی که قصد خرید دادههای ما را دارند. فروشندگان راهکارهای امنیتی که به دنبال ایجاد شراکت هستند. ثبتکنندههای دامنه که «فرصتهای همکاری» پیشنهاد میدهند (به معنای: خرید سکوت ما).
ما همهی آنها را رد میکنیم.
صرفاً بهخاطر اصول — هرچند این اصل اهمیت دارد. بلکه بهخاطر لحظهای که پول میگیریم، تنها سلاحی را از دست میدهیم که ما را مؤثر میسازد: توانایی بیان حقایق ناخوشایند.
قول PhishDestroy
ما هرگز از این کار سودی نخواهیم برد.
ما هرگز برای حفظ منافع تجاری، لحن خود را ملایمتر نمیکنیم.
هرگز از افشای حقیقت دست برنخواهیم داشت، فارغ از اینکه این امر چه کسی را آزار دهد.
زیرا باید کسی در اتاق باشد که حاضر باشد نقش دیوانه را بازی کند و آنچه را که بقیه از اعتراف به آن میترسند، به زبان بیاورد.اثرهایی که نمیبینید
آنچه در واقع با آزاد و بدون سانسور ماندن به دست آوردهایم:
بررسیهای ما در موارد زیر مورد استناد قرار گرفتهاند: موارد دولتی. جلسات دادگاه. پژوهشهای دانشگاهی. گزارشهای صنعت امنیت. پوشش رسانههای اصلی.
دادههای ما به موارد زیر کمک کرده است: مقصوفین آنچه رخ داده را درک میکنند. بازپرسها پروندهها را تشکیل میدهند. پژوهشگران تهدیدات جدید را ردیابی میکنند. صنعت، مشکلاتی را که ترجیح میدهد نادیده بگیرد، به رسمیت میشناسد.
فشار ما باعث شده است: ثبتکنندهها برای بهبود مدیریت سوءاستفاده (بهتدریج و با مقاومت). ارائهدهندگان میزبانی برای قطع حسابها. پردازشکنندگان پرداخت برای قطع ارتباط با کلاهبرداران. اکوسیستم برای تحمل کمتر بیتوجهی.
هیچکدام از این موارد بدون انگیزهی سودمحوری امکانپذیر نبود. زیرا سود، همراستایی با وضع موجود را ایجاد میکند. و وضع موجود، کلاهبرداران را محافظت میکند.
بازی واقعی که در حال انجام آن هستیم
در حالی که کلاهبرداران تصور میکنند در حال مقابله با یک پروژه امنیتی هستند، در واقع با چیزی بسیار خطرناکتر درگیرند:
ایدئولوژیای که نمیتوان آن را خرید، تهدید کرد یا متوقف ساخت.
ما نیازی به پیروزی در هر نبردی نداریم. تنها باید عملیات آنها را غیرقابلتحمل کنیم. زیرساختهایشان را شکننده کنیم. حاشیه سودشان را منفی کنیم. و از رویارویی با دشمنی که حتی به اندازه کافی اهمیت نمیدهد تا پاسخ دهد، روانشان را فرو بریزد — ما فقط دکمهها را فشار میدهیم و میبینیم که جهانشان در آتش میسوزد.
بازی طولانی
هر دامنهای که غیرفعال میکنیم، هزینهای برای آنها دارد. هر گزارشای که ثبت میکنیم، زمانی از آنها میگیرد. هر تحقیقی که منتشر میکنیم، اعتبار آنها را کاهش میدهد. هر ابزاری که میسازیم، عملیات بعدی را آسانتر میکند.
و این هزینهای دارد که ما میپردازیم هیچ.
این جنگ نامتقارن است. به همین دلیل پیروز میشویم.
به هر کلاهبردار که این را میخواند
عملیات شما بیارزش است.
مقاومت تو بیارزش است.
آرزوهای تو بیارزش است.
ما آتشی را که در آن میسوزند، از پیش برپا کردهایم.
و به همهٔ بقیه: این دلیل رایگان بودن کار ماست.
زیرا حقیقت از سود مهمتر است.
و اخلاق از روابط تجاری اهمیت بیشتری دارد.
در نبرد شرکت کنید